الیناالینا، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 16 روز سن داره

الینا * نیکویی و نعمت برای ما *

دومین سفرنامه من...

1392/3/22 18:41
نویسنده : مریم
491 بازدید
اشتراک گذاری

اون صبح سرد رو هیچ وقت یادم نمیره....شاید خیلی هم هوا سرد نبود...ولی وجودم از استرس یخ زده بود... سکوت سرد توی ماشین خفم کرده بود...انگار بقیه همراهم  هم از استرس یخ زده بودن...ساعتهای  آخر دوتایی بودن!...یه جوری با حسرت به تمام اشیاء اطرافم نگاه میکردم!میگفتم این بار ، بار آخریه که دوتایی دارم نگاهتون میکنم! این حس رو فقط یه مادری که 9 ماه انتظار یه بچه سالم رو کشیده درک میکنه...دلم نمیخواست از وجودم جدات کنن...توی دلم یه حسی به دکتر معینی داشتم...انگار میخواست تو رو بدزده و ببره!خیلی سردم بود..ولی نمیتونستم حرف بزنم..به بیلبوردهای توی بزرگراه خیره میشدم ...بیلبورد بعدی...این ماشین...اون ماشین....چراغها...همش میگفتم بار آخره که دوتایی دارم نگاهتون میکنم... .... دلم میلرزید...خدایا یعنی بچه سالمه؟اگه سالم نبود چی؟و از اعماق قلبم صدات میکردم..میگفتم یا امام رضا بچم سالم باشه...میارمش به پابوست....اشک از گوشه چشمام جاری شده بود و به لطفت امیدوار...9 ماه با اعتماد به کرمت، هر وقت نگران دختر کوچولوم بودم صدات میزدم و میگفتم از خدا بخواهی که حافظش باشه..ازت ممنونم...منو ببخش که خیلی دیر نذرمو ادا کردم...خیلی دیر...در 14 ماه و 10 روزگی الینا...ولی خدا رو شاکرم که ادا کردم...

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

مروارید
23 خرداد 92 0:24
الی جونم زیارتت قبول... این مامان ورپریدت نزاشت واسه خودت بگردی راحت؟! بوووس بهت عزیزم


ور پریده رو خوب اومدی مروارید جون!

fatima
23 خرداد 92 14:08
زیارتت قبول مشهدی الینا خانوم. امیدوارم هرسال قسمتت بشه و بری و برای ما هم دعا کنی عزیزم.


مرسی خاله جونم

لاله
25 خرداد 92 10:08
به به زیارتت قبول خانوم کوچولو
خاله رو که دعا کردی ایشالا؟
از دور میبوسمت ،بوس ماهی


بله دعات كردم خاله جون...بوس ماهي
احسانه ( مامان زهرا )
25 خرداد 92 15:18
واای خدا چقدر قشنگ احساست رو بیان کرده بودی
زیارتتون قبول. انشاالله سفر مکه نصیبتون بشه


مرسي عزيزم...با شما دوستان ان شالله
مامان پینار
27 خرداد 92 12:16
به به زیارت قبول.
ما رو هم دعا کردین؟؟؟؟؟؟


بله خاله جون...به یاد همه بودیم
شیما و سام
29 خرداد 92 15:50
الینا عزیزم و مریم گلم زیارت ها قبول

همین که سر حرفت ایستادی و نذرتو ادا کردی عالیه..

متنتو هم خیلی زیبا ودلنشین نوشتی..

امام رضا نگهدارتون باشه


مرسی شیما جونم...خداوند سایتون رو بالای سر سام نگه داره
الهام مامان آوینا
29 خرداد 92 17:02
نذرتون مریم جوووووون قبول باشه الهی... التماس دعا...
بهارک مامان آردا
1 تیر 92 1:36
زیارت قبول عزیزم
آوینا
2 تیر 92 21:09
وای خواهر عزیزم من زیارت قبول نگفتم؟؟؟؟؟

آخ آخ

زیارت قبول،آجی عصابتو خورد نکن اگه دیدی مامانت نمیزاره هرجا دوس داری بری،یا گازش بگیر یا موهاشو بکش،عین من،جواب میده ها...سوالی داشتی بپرس


مرسی خواهرم.ان شاالله با هم میریم یه روزی

راهکارهای خوبی ارائه دادی...در موردش فکر میکنم...مشکلی داشتم باهات تماس میگیرم






مامان حنانه زهرا
5 تیر 92 20:40
زیارتتون قبولگل دخترم حتما ببوسینش
مهرنوش مامان آرنیکا
23 تیر 92 0:35
الینا جوونم زیارت قبول خوشکلم